دانلود فایل بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان + doc

به صفحه فایل بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان خوش آمدید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم توضیحات بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان را در زیر مشاهده نمایید.

بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان در 31 صفحه word قابل ویرایش با فرمت doc

فرمت فایل: doc

تعداد صفحات: 31

حجم فایل: 22 کیلو بایت

بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان

الف) بناهای مذهبی

1- مساجد

در نیمه دوم قرن پنجم هجری، هنر معماری ایران به درجه كمال و شكوفایی خود رسید و صفات خاص این دوره با قدرت سیاسی و شور مذهبی آن در معماری و بنای مساجد كه در‌انگیزترین آثار معماری اسلامی به شمار می‌رود تجلی یافت، و معماران زمان سلجوقی با استفاده از فرمهای زمان ساسانی و مهارت در به كار بردن آنها به عوامل و عناصری كه بتوان با آن مساجد بزرگ را بنا كرد دست یافتند، و سبك معماری چهار ایوانی در بناهای مذهبی، بخصوص در مساجد این زمان متداول شد و بیشتر ابنیه ایران بر محور معماری چهارایوانی ساخته شدند. این سبك معماری نه تنها در ایران بلكه در بیشتر سرزمینهای اسلامی تحت سلطه سلجوقیان رواج یافت و، در نتیجه، مساجد بزرگی با این طرز معماری در كشورهای اسلامی ساخته شد. با یك نظر اجمالی به مساجد مهم ایران كه بعد از دوره سلجوقیان احداث شده است، بخوبی می‌توان دید كه طرح مزبور تا چه اندازه سرمشق و نمونه عمومی مساجد در ادوار بعدی گردیده است، به طوری كه هم اكنون نیز پیروی از شیوه مزبور ادامه دارد. با در نظر گرفتن اینكه ادامه این شیوه معماری، بعد از دوره سلجوقیان بیانگر همان ویژگی معماری ایران است كه از تداوم بی‌نظیری برخوردار می‌باشد. می‌توان گفت معماری ایران در سیر تحولی خود در هر دوره، از تجارب گذشتگان سود جسته و با تكامل آن توانسته است آثار با ارزشی خلق كند كه امروزه مایه مباهات ما ایرانیان است. نقشه و طرح كلی مساجد، در شكل كامل خود، در این دوره دارای خصوصیات ذیل است:

«در ابتدای محور طولی بنا، سر در ایوان قرار دارد كه در جلو آن صحن باز واقع است. طاقنماهای دور صحن به چهار ایوان ختم می‌شوند كه دو ایوان در محور طولی و دو ایوان در محور عرضی قرار دارند و شبستانها در پشت طاقنماها واقعند؛ ایوان اصلی در محور طولی مسجد و روبروی ایوان ورودی، كه سوی دیگر صحن است قرار دارد، و به شبستان مربع شكلی باز می‌شود كه گنبد دارد و در دیوار جنوبی آن، در انتهای محور طولی مسجد، محراب واقع است.» مهمترین مساجد دوره سلجوقی كه همه این عوامل را دارند عبارتند از: مسجد جامع اصفهان، مسجد جامع زواره، مسجد جامع اردستان، مسجد جامع برسیان، مسجد جامع گلپایگان، و مسجد جامع قزوین.

مسجد جامع اصفهان

مسجد جامع اصفهان، نمونه كامل‌ترین مسجد چهار ایوانی دوره سلجوقی و یكی از زیباترین بناهایی است كه مجموعه كاملی از تزیینات دوران اسلامی ایران را داراست. «این مسجد در عهد سلجوقی و به دستور ملكشاه سلجوقی در محل مسجد قدیمی ساخته شد كه در دوره‌های بعد بارها تغییراتی در ان داده‌اند و مسجد توسعه یافته، ملحقاتی چند نیز به آن افزوده شده است. از مسجد قدیمی اثری به جا نمانده است اما به گفته مورخین و سیاحانی چون ابن حوقل، مقدسی، مافروخی، و ناصر خسرو كه آن را دیده و در كتابهایشان ذكر كرده‌اند مسجد دارای فرمی ساده و شامل صحن بزرگ و رواقهای متعدد بوده است». با بررسیها و خاكبرداریهایی كه در سالهای اخیر در بعضی از قسمتهای این مسجد جامع كنونی كه در حقیقت مجموعه‌ای از شیوه‌های معماری و آثار هنری دوره‌های بعد از اسلام تاریخ ایران است شامل قسمتهایی می‌باشد كه بررسی و مطالعه آن گویای تحولات معماری دوره‌های اسلامی ایران در مدت هزار سال اخیر است. لذا سعی می‌شود اجمالاً به بررسی بعضی از قسمتهای این مجموعه نفیس پرداخته شود.

كلیاتی درباره معماری دوره سلجوقیان

در این فصل، كوشش شده تا ویژگیهای عمده معماری و عناصر تشكیل دهنده آن در دوره سلجوقی مورد بحث و تجزیه و تحلیل نهایی قرار گیرد. بدین منظور با همكاری آقای پرفسور یلمازانگه، استاد دانشگاه هنر و معماری قونیه تركیه، این بررسی را در تقسیمات زیر انجام می‌دهیم.

1- معماری ویژگیهای بناهای چهار ایوانی.

2- تزیینات، شامل: كاربرد آجر، كاشیكاری، گچبری، و مقرنس‌كاری.

3- خصوصیات معماری مقبره‌ها و آرامگاهها.

در آخر این بحث، عوامل و عناصر به وجود آورنده بنای مقبره‌ها و تزیینات آنها جداگانه مورد بحث و گفتگو قرار می‌گیرد. علت جدایی این فصل از دیگر فصول، وجود سبكها و طرحهای مختلفی است كه در ساخت بنای این مقبره‌ها به كار برده شده است، در نتیجه هر كدام ویژگی خاصی را عرضه می‌دارند. به علاوه پراكندگی این مقبره‌ها در مناطق مختلف كشورمان و وجود چند نمونه از آنها در خارج از مرزهای كنونی ایران موجب این بررسی جداگانه شد، زیرا نوآوری در معماری هر كدام از این مقبره‌ها نشان‌دهنده تحول عظیم معماری این دوره از تاریخ هنر معماری اسلامی ایران نیز می‌باشد.

الف- معماری و ویژگیهای بناهای چهار ایوانی

تركان سلجوقی قومی بیابانگرد بودند كه میراث فرهنگی ناچیزی داشتند، اما زمانی كه در ایران جایگزین شدند، سركرده‌های سرسخت و خشن آن قوم به حمایت از ادب و هنر ایران برخاستند و هنرمندان و صاحبان حرف را در مقر حكومت خود یعنی در مرو، هرات، اصفهان، و نیشابور گردآوردند. سلجوقیان اگر چه ترك بودند اما بزودی تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی قرار گرفتند. كارهای سیاسی، اداری، و فرهنگی بكلی در دست ایرانیان بودن و در میان ایشان وزیر بزرگ، نظام‌الملك طوسی، در تاریخ ایران نامی بسیار بزرگ و مقامی ارجمند دارد. او یكی از معروفترین وزرا و سیاستمداران شرق به شمار می‌رود و برای عدالت و حسن تدبیری كه در اداره امور مملكت به كار می‌برد و نیز علاقه زیادی كه به صنایع، مخصوصاً ساختن بناهای مهم داشت، شهرت به سزایی دارد. در این عصر اقدامات زیادی جهت توسعه و تكامل زندگی شهری و رونق تجارت و صنعت صورت گرفت و بناهای بزرگی كه تعدادی از آنها تا كنون باقی مانده است، ایجاد شد. شهرهای بزرگ با باروهای بلند آجری برپا و انتقال مركز زندگی از شهرهای كوچك قدیمی به شهرهای بزرگ باعث تاسیس شهرستانهای بزرگی شد. در اثر توسعه تجارت و صنعت، و رفت و آمد كاروانیان در داخل و خارج ایران، كاروانها دارای سازمان و تشكیلات منظمی شدند و در بین راهها برای استراحت و اترقا این كاروانها، رباط‌ها و كاروانسراها ایجاد شد. بر اثر این تحولات شهرها گسترش یافت و در نتیجه آثار هنری و تزیینات در امر شهرسازی و معماری راه پیدا كرد و موقعیت خاصی كسب كرد. بنای مساجد، مدارس، و مقبره‌ها در شهرها رواج یافت و بازارهای بزرگی به وجود آمد.

شهر مرو كه زمانی پایتخت سلطان سنجر بود، در زمان سلجوقیان موقعیت خوبی داشت. این شهر در این زمان در اوج شهرت و شكوفایی بود. در آن زمان شهر مرو دارای دو خیابان – از شمال به جنوب و از شرق به غرب- بود كه بازار شهر در تقاطع این خیابانها قرار داشت. بنا به منابع و اطلاعات قدیمی كه وضع شهر را شرح می‌دهند، سقف این بازار- واقع در مركز شهر- با قبه پوشیده شده بود. صاحبان حرف و هنر هر كدام از سازمان و تشكیلات قابل ملاحظه‌ای برخوردار بودند. دكانهای زرگرها، ریخته‌گرها، فلزكاران، و سفالگران به صورت گروهی، در محلهایی مخصوص قرار داشتند. كاخهای سلجوقی و مساجد و مدارس در قسمتهای مركزی شهر قرار گرفته بود و مقبره سلطان سنجر در كنار مسجد ساخته شده بود كه به قول یاقوت در معجم‌البلدان، گنبد آبی رنگ این مقبره از مسافت دو روز راه به خوبی دیده می‌شد. از افتخارات این شهر سلجوقی وجود كتابخانه بسیار غنی آن بوده است. در موقع استیلای مغول، جمعیت این شهر در حدود هفتصد هزار نفر و حتی به روایاتی در حدود یك میلیون و سیصد هزار نفر بوده است. از دیگر شهرهای این دوره، می‌توان شهر جرجان را ذكر كرد. خرابه‌های این شهر كه در چهار كیلومتری شرق شهر جدید گنبد قابوس در جنوب‌شرقی دریای مازندران واقع شده، در دوره اسلامی اهمیت خاصی داشته است. با كاوشهایی كه در سال 1350 توسط مركز باستانشناسی ایران در ویرانه‌های این شهر اسلامی شروع شد آثار و شواهد زیادی از شهرسازی و معماری عهد سلجوقیان كشف شده است.

 


از این که از سایت ما اقدام به دانلود فایل ” بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان ” نمودید تشکر می کنیم

فایل – بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان – با برچسب های زیر مشخص گردیده است:
تاریخ معماری ایران;مساجد;بناهای چهار ایوانی;کاشی کاری;هنر معماری ایران در دوره ساسانیان;بررسی هنر معماری ایران;معماری ایران در دوره ساسانیان;بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان;تحقیق معماری دوره ساسانیان;دانلود مقاله بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان;دانلود تحقیق بررسی هنر معماری ایران در دوره ساسانیان

جعبه دانلود

برای خرید و دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل


مساجد در ایران برای رشته معماری

به صفحه فایل مساجد در ایران برای رشته معماری خوش آمدید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم توضیحات مساجد در ایران برای رشته معماری را در زیر مشاهده نمایید.

در ورای باغستانهای سرسبز مركز شهر نطنز مناره ای سربفلك كشیده، و گنبدی هرمی شكل در كنار آن توجه هر تازه واردی را به سوی خود معطوف می دارد

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 185
حجم فایل 111 کیلو بایت

پروژه مساجد در ایران برای رشته معماری

 

مسجد جمعه و آرامگاه شیخ عبدالصمد
در ورای باغستانهای سرسبز مركز شهر نطنز مناره ای سربفلك كشیده، و گنبدی هرمی شكل در كنار آن توجه هر تازه واردی را به سوی خود معطوف می دارد. این مناره بخشی از مجموعه بسیار نفیس مسجد جمعه و آرامگاه عالم ربانی و عارف روشن ضمیر سده هشتم هجری قمری شیخ نورالدین عبدالصمد اصفهانی نطنزی و سردر خانقاه او می باشد، كه قسمتهایی از آن از دستبرد مصون نمانده و در نتیجه زینت بخش موزه های كشورهای بیگانه گردیده است.
این مجموعه كه شامل شبستان هشت ضلعی گنبددار مسجد (دارای بخشهای گوناگون) – آرامگاه شیخ نورالدین عبدالصمد – سردر خانقاه و مناره مرتفعی است به استثنای شبستان گنبددار كه از بناهای دوره دیلمی است، بقیه مربوط به دوره ایلخانیان مغول می باشند كه در فاصله سالهای 704 تا 725 هجری قمری بنا گردیده است.
شمال و جنوب و مغرب این مجموعه را كوچه های باریكی فرا گرفته كه در سمت جنوب وسعت بیشتری پیدا كرده و به صورت میدانی كوچك درآمده است. به گفته دونالد ویلبر «تركیب رنگهای روشن تزئینات خارجی ابنیه در مقابل درخت كهنسالی كه بر آنها سایه افكنده و رنگهای مختلف كوهستان، منظره جالب توجهی بوجود آورده كه شخص را به یاد نقاشیهای مینیاتور ایرانی می اندازد.
همان گونه كه اشاره شد قسمتهایی از این مجموعه مورد دستبرد قرار گرفته است، و از آن جایی كه از وضع نخستین آن اطلاع چندانی در دست نیست نخست دو نوشته را كه مربوط به سالهای 1294 و 1316 هجری قمری و حاوی اطلاعات نسبتاً مهمی در باره این مجموعه است نقل و سپس شرح تفصیلی بناها آورده خواهد شد.
اول-در مجموعه ناصری نسخه خطی پس از آوردن شرح در باره اوضاع طبیعی و جغرافیایی قصبه نطنز از مسجد جمعه چنین یاد كرده اسن:
«از آثار قدیم مسجدی دارد شهره به مسجد جامع، در دالان مسجد مناری ساخته شده كه در اغلب از شهرهای ایران چنین مناری ساخته نشده.
در مسجد دروازه ای ساخته اند (منظور سر خانقاه است) از آجر و كاشی قدیم كه چنین كاشی دیده نشده و تاریخ آن هشتصد سال است و در آن مسجد محراب بیت المقدس كه آن محراب از آجر كاشی است و آن مسجد و منار از بناهای شیخ عبدالصمد مرحوم است كه بقعه خود مرحوم شیخ عبدالصمد در دالان مسجد پهلوی منار است. آجرهای كاشی زیاد داشت كه اغلب آن را برده اند چیزی كه باقی مانده است محرابی در آن بقعه است كه هرگاه یكی از آجرهای آن گیر بیاید در اصفهان بیست تومان متجاوز میخرند.»
در مورد نوشته های این مورخ ناگزیر از ذكر چند نكته می باشد:
1-تاریخ دروازه (سردر خانقاه) را 800 سال نوشته و حال آنكه به سال 1294 هجری قمری 578 سال از تاریخ ساخت آن می گذشته است.
2-از محراب كاشی مسجد كه به سو.ی بیت المقدس بوده یاد نموده. این محراب كه به احتمال قریب به یقین در شبستان هشت ضلعی گنبددار بوده امروزه اثری از آن مشاهده نمی گردد.
3-مسجد و منار را از بناهای مرحوم شیخ عبدالصمد دانسته كه سخن را بدون توجه به نوشته های موجود صرفاً به استناد گفته مردم كه امروزه نیز در پاسخ پرسش از بانی بنا، همین جواب را می دهند، اظهار داشته است.
4-بسیاری از كاشیهای ازاره آرامگاه شیخ عبدالصمد قبل از سال 1294 ربوده شده و بقیه آن نیز طی سالهای بعد مورد دستبرد قرار گرفته است.
5-محراب كاشی آرامگاه شیخ عبدالصمد در سال 1294 بجای خود باقی بوده و سرقت این اثر كم نظیر مربوط به بعد از آن تاریخ است. با توجه به قیمتی كه برای هر خشت آن در صد و اندی سال پیش تعیین نموده از یك طرف و جو آن زمان از نظر بی سر و سامانی مردم و گرفتاریهای بی حد و حصر آنان در اثر هرج و مرج كشور و تاخت و تاز اشرار و تاراج هستی مردم، سرنوشت اسف بار این محراب كه همانا سرقت آن به دست ایادی بیگانه باشد امری غیرقابل اجتناب بوده است.
دوم-در سفرنامه تهران به شیراز نظام الملك نیز شرحی در باره این مجموعه مندرج است كه نسبت به نوشته تحصیلدار اصفهانی مفصلتر می باشد.
نظام الملك و همراهان روز 12 شوال 1316 هجری قمری با كالسكه از تهرانم حركت و پس از پانزده روز مسافرت روز جمعه 27 سوال به ده آباد نخستین آبادی نطنز (واقع در مسیر جاده آن زمان) وارد می شوند و از آنجا به خالد آباد و باد مب روند صبح شنبه 28 شوال از باد به خفر آمده كه راه خود را به سوی طرق ادامه دهند، نظام الملك در خفر تصمیم می گیرد كه از شهر نطنز بازدید نماید اینك دنباله مطلب عیناً از نوشته های منشی نظام الملك نقل می گردد:
«اجنمالاً اینكه بعد از صرف نهار و چای و فریضه حضرت آقایی مصمم رفتن بخود نطنز شدند كه چهار به غروب مانده بروند و انشاءالله تعالی قبل از غروب مراجعت نمایند.
در ساعت مقرر حضرت آقایی سوار شدند و اغلب از همراهان نیز سوار شدند از طرف دست راست خفر از راه جاریان و مزرعه قطیب (منظور مزرعه خطیر است: نگارنده) به نطنز تشریف بردند.
به قدری این خط راه به واسطه اشجار و انهار و زراعت گندم و جو سبز و خرم بود كه حقیقتاً انسان از دیدنش محظوظ می شد.
تقریباً ده روز به نوروز مانده است بادامهای این دهات نزدیك بود كه شكوفه شا باز شود محل زراعت از یك چارك متجاوز بالا آمده بود از مزرعه قطیب گذشته وارد شدند. زن و مرد تماماً در كوچه و روی بامها به تماشا آمده بودند نزدیك به مسجد كه رسیدند جناب ناظم الاطباء و چند نفر دیگر از سادات كه اسامی آنها از قرار ذیل است به استقبال آمدند:
آقا سید محمدرضا تاجری، میرزا سید احمد تاجر، میرزااسدالله كدخدای قصبه نطنز، میرزا سید حسین تاجر، میرزا ابوالحسن تاجر، آقا میرزا سید علی پسر مرحوم امام جمعه برادر امام جمعه حالیه.
درب مسجد جامع كه رسیدند چون مسجد از بناهای عتیقه بود به جهت ملاحظه خطوط كتیبه بیرون مسجد كه به خط ثلث بود و خطوطی كه در داخل مسجد بود پیاده شدند. منار بسیار ممتازی كه نظیر آن تا كنون دیده نشده و قدری خرابی در آن منار به هم رسیده بود، متصل به مسجد بنا كرده بودند كه این شرح در كتیبه بیرون سر درب نوشته شده بود. در وسط طاقنمای طرف دست راست بقعه به خط نسخ لایقربی نوشته بود امیركبیر جلال الدین عبدالله اعزه الله در زیر همان كتیبه به همان طریق فوق مرقوم بمساعی عبدالصمد صدالمعظم كمال الدین محمد جزاءالله خیرا.
در كتیبه داخل مسجد یعنی محلی كه در مقابل آنجا امامت می كنند سوره مباركه جمعه به خط ثلث با نهایت امتیاز نوشته شده بود این خط را از گچ برجسته درآورده بودند.
در محل امامت و اطراف محراب كاشیهای خیلی ممتاز داشته است كه همه را كنده و فروخته اند مختصری از خطوط آن كه آیات قرآنی بود باقی بود كه نهایت امتیاز را داشت واقعاً خیلی اسباب تاسف بود كه چرا چنین آثاری كه از صنایع قدیمه ایران و آثار بزرگ است همت در انهدام آن گماشته اند.
بهر حال بقعه ای نیز در یك مسجد بود كه آن بقعه نیز كتیبه ممتازی به خط ثلث با نهایت امتیاز از گچ برجسته درآورده بودند و زمینه آن را گچ بری بسیار ممتازی كرده بودند كه هیچ طرف مشابهت به گچ بری حالیه نداشت. چهار طرف آن طاقها كه در بقعه بود از ساروج شكل ستون به وضع خیلی ممتلز مشبك ساخته بودند كه سرهای ستون خیلی به قبه های فولادی كه در علمها نصب می كنند شبیه بود.
مرقدی هم از مرحوم شیخ عبدالصمد كه از اجله عرفا بود ملاحظه شد كه اطراف آن ضریح چوبی بود و سنگ مزار شیخ را در دیوار نصب كرده بودند كه در سال 973 وفات كرده بود. فاتحه خوانده از آنجا بیرون آمدیم و سوار شده به راه افتادیم.»
همان گونه كه ملاحظه شد نوشته های منشی نظام الملك حاوی اطلاعات بیشتر و مستندتری می باشد كه به بررسی آن یم پردازیم.
1-در نقل مندرجات كتیبه مناره چند اشتباه جزئی به چشم می خورد.
2-نوشته های متن یكی از لوحه های موجود در داخل طاقنمای كتیبه كمربندی مناره در اثر ریختگی ناخوانا شده و حال آنكه در نوشته مورد بحث متن كامل آن «بمساعی عبدالصمد صدرالعظم كمال الدین محمد جزاءالله خیرا» درج گردیده است.
3-از كتیبه داخل مسجد شامل سوره جمعه كه به خط ثلث برجسته گچ بری شده بوده است امروز بخشی از آن ریخته و به هنگام تعمیر نتوانسته اند كه آن را به صورت اولیه درآورند.
4-سخن از محراب كاشی و كندن و فروختن كاشیهای آن دارد و اینكه تا آن زمان مختصری از كاشیهای محراب كه حاوی خطوط قرآنی بوده باقی بوده كه متاسفانه در زمان حاضر اثری از محراب كاشی دیده نمی شود فقط در تعمیرات اساسی اخیر شبستان سه قطعه كاشی نوشته بدست آمد كه احتمالاً مربوط به همان محراب كاشی می باشد.
5-نویسنده به هنگام اشاره به كتیبه گچ بری بقعه شیخ عبدالصمد از محراب بقعه كه تا سال 1294 هجری باقی مانده بوده سخن به میان نیاورده است. حال آنكه با دیدن اندكی از كاشیهای محراب داخل مسجد از محراب آن یاد نموده است. این سكوت می تواند دلیلی بر نبودن محراب كاشی بقعه شیخ عبدالصمد در سال 1316 هجری قمری بوده باشد.
6-از سنگ مزار شیخ كه در دیوار نصب شده یاد نموده كه اكنون چنین سنگی وجود ندارد و سنگ موجود در قسمت بالای سر قبر نصب شده كه حاوی صلوات چهارده معصوم و تاریخ 1045 هجری قمری است.
7-سال وفات شیخ را كه 973 ذكر نموده صحیح نیست زیرا در كتیبه گچی بقعه اولاً كلمه مزار….. عبدالصمد بن علی و ثانیاً تاریخ ساخت بقعه یعنی 707 ذكر شده و مسلم است كه در سال مذكور شیخ نورالدین عبدالصمد رخت از جهان بربسته بوده است. اكثر مورخین نیز درگذشت شیخ را به سال 699 هجری قمری نوشته اند.
وضع كنونی مسجد
مسجد كنونی از شبستان هشت ضلعی گنبد داری كه مشرف بر صحن است و چهار ایوان اصلی و نمازخانه ها و دهلیزهایی كه اضلاع صحن را به یكدیگر می پیوندد تشكیل گردیده و مصالح بكار رفته در آن آجر و آهك و پوشش گچ می باشد.
مسجد دارای سه ورودی است یكی جنوبی و دو شمالی كه ورودیهای شمالی هم سطح حیاط بوده ولی ورودی جنوبی دالان نسبتاً وسیعی است به طول 82/16 متر كه با دوازده پله وسیع به سطح كوچه جنوبی می رسد و این اختلاف سطح موجب گردیده كه بخش جنوبی مسجد در گودی قرار گیرد.
در كتیبه سردر جنوبی مسجد با حروف مینایی فیروزه رنگ بر متنی زرد روشن و مات (به طریقه متداول در عهد مغول) جملات زیر خوانده می شود:
بسم الله الرحمن الرحیم، امر بعمارت المسجد فی المسجد المولی المعظم و الكرم خواجه زین الدنیا و الدین خلیفه بن حسین الماستری بمساعی الصدر المعظم شمس الدین محمد بن علی النطنزی فی سنته اربع و سبعائه.
در این كتاب علاوه بر بانی و ساعی و تاریخ ساخت جمله «امر بعمارات المسجد فی المسجد» خود روشنگر مراتب زیر است:
بنای مسجد در این مكان ابتدا به ساكن نبوده و بانی این زمین را به علت وجود جای كافی بدین امر اختصاص نداده است زیرا مجموعه مسجد كنونی به پیرامون مسجدی دیگر بنا گردیده است. گرچه وجود تنگناها و گنبد آجری عهد دیلمی خود مبین این امر است ولی ترتیب كار چنان داده شده كه تمامی این بناها در ظاهر مجموعه واحدی را نشان می دهند.
ورودی جنوبی مسجد دارای طاق یا سردر نسبتاً مرتفعی است كه علاوه بر ورودی، طرفین آن را دو طاقنمای تزئینی نیز فرار گرفته و كتیبه مورد اشاره به طور كمربندی بالای در ورودی و دو طاقنمای مذكور قرار گرفته است.
ستونهای دو طرف سردر كه آجری است و بخشی از آن مورد مرمت قرار گرفته شامل دو طاقنمای تزئینی در متن نغول در دو طبقه است كه در فاصله بین طاقنماهای زیر و رو سنگ نبشته ای نصب شده است. سنگ نبشته سمت چپ فرمان شاه عباس اول و سمت راست دستوری است از شاهزاده حسام السلطنه قاجار كه متن هر یك عیناً درج می گردد.
1-فرمان شاه عباس
این سنگ كه از مرمر سفید و نوشته آن به خط ثلث برجسته است به ابعاد 45×75 سانتیمتر و شامل 7 سطر است.
2-سنگ نبشته سمت راست سردر به ابعاد 28×31 سانتیمتر و به رنگ خاكستری و متن آن حاوی هفت بیت شعر است كه خط نستعلیق برجسته كنده كاری شده به شرح زیر:
بعهد ناصر دین شهریار كز عدلش
ز جور پیل قوی ایمن است مور ضعیف
حسام سلطنت آن داوری كه از كرمش
دعا به دولت می كنند و ضیع و شریف
چو میرزااسدالله را اجازت داد
بسرپرستی خلق ضعیف و زار و نحیف
بازدیاد دعاگویی و سلامت شاه
بخاص و عام رعیت روف كیست لطیف
وجوه ما حصل پاره دوز و صابونی
معاف كرد مسلم بصیغه تخفیف
به لعنت ابدی باد مبتلا هركس
كه منحرف شدوش رایی یا كند تحریف
بسال دو صد هشتاد و یك پس از یك الف
ز طبع سیما این قطعه یافت نظم و ردیف
سردر، دارای در چوبی منبت كاری است كه به سوی پله كانها و راهروی وسیع پشت آن باز می شود و در اثر تماس با آفتاب و سایر عوامل جوی بیشتر نقوش منبت و خطوط آن محو یا ریختگی پیدا كرده است. آن چنانكه فقط بر دماغه در جمله های زیر به دشواری خوانده می شود:
«……بن یحیی النطنزی تقبل الله عمل استاد….. الاصفهانی فی رمضان سنه خمس و عشرین و ثمانمائه»
825 هجری قمری
راهرو و ورودی جنوبی از سطح كوچه پایین تر و با 10 پله به كف آن می رسند.
دالان ورودی جنوبی از طریق پله كانی از یك سو به بام و از سوی دیگر به اطاق پشت آرامگاه شیخ نورالدین عبدالصمد و توسط راهروهای فرعی به شبستان بزرگ، شبستان نوساز احداثی بر خرابه های خانقاه، آرامگاه شیخ عبدالصمد، حیاط و حیاط خلوتی كه در آن آبریزگاه ایجاد شده اتصال دارد.
صحن مسجد فضای مربع شكلی است به طول 06/14 متر كه در چهارسوی آن چهار ایوان بزرگ شبستانهای بزرگ و كوچك و راهروهایی چندگانه بنا گردیده است.
در میان حیاط فضای گودی است كه با هشت پله وسیع به كنار قنات آبی پایان می گیرد كه نه تنها آب مورد نیاز ساكنین پیرامون مسجد را در سابق تأمین می نمود بلكه با وجود پیدایش و گسترش شبكه آب لوله كشی هنوز نیز آب این قنات جهت آشامیدن مورد استفاده قرار می گیرد.
ایوان جنوبی
این ایوان كه عرض دهنه آن 50/6 و طول آن 14/4 متر است دارای سقفی مرتفع با طاق رومی پیش و پس به بلندی تقریبی 75/10 متر می باشد به دیوار جنوبی ایوان محرابی نمایان است كه در طرفین این محراب دو ورودی شبستان بزرگ قرار دارد كه فقط ورودی سمت راست مستقیماً به شبستان می پیوندد. لچكی ورودیها را حاشیه گل و بوته، گچ بری و كلمات محمد به خط كوفی به رنگ قهوه ای كه به صورت نقشی درآمده فرا گرفته است.
در بالای محراب نقوش گل و بوته و در زیر آنكه لچكی های محراب است تكرار كلمه علی به خط كوفی و به دیوار محراب جمله انا مدینه العلم و علی بابها به رنگ قهوه ای در زمینه سفید گچ بری شده است.
در تعمیرات اساسی مسجد به ویژه ایوان جنوبی كه در سالهای 1355 تا 1367 انجام گرفت با لایه برداری نمونه ای از پوشش گچی ایوان وجود پنج لایه پوشش گچ مشخص گردید. موضوع قابل توجه آنكه در لایه های زیرین این پوشش نوشته هایی به نظم و نثر با تاریخهای مختلف پیدا شد كه در اثر مهارت استادكاران مسئول، اصالت آنها حفظ و اینك در معرض تماشای همگان قرار گرفته است. بیشتر این نوشته ها در كناره محراب و دیواره های آن به چشم می خورد.
بالای لچكی ورودی شبستان بزرگ كتیبه یا كمربندی به خط ثلث سفید در زمینه ای قهوه ای شامل آیه 25 سوره نور و چند آیه اول سوره دهر نوشته شده كه نوشته های آن در اثر عوامل جوی تقریباً ناخوانا گردیده است. گیلویی گچی بالای این كتیبه كمربندی نمایانگر تقسیم مضاعف ایوان است و بخش بالایی گیلویی شامل مشبك های آجری و طاقنمایی با مقرنس گچی و دالانهایی كه به وسیلة غلام گردشها به یكدیگر اتصال دارند و درگاههای جنبی با نرده هیا مشبك آجری، می باشد.
طرفین ایوان جنوبی راه دهلیزها در دو طبقه با نرده های مشبك آجری در جلوی آنها، فرا گرفته كه دهلیز پایینی سمت جنوب شرقی شبستانهای فرعی این قسمت شده است.
ستونهای دو طرف ایوان را نغولهاییی هر یك در سه طبقه پوشانیده كه بر ستون سمت چپ دو سنگ نبشته و ستون سمت راست یك سنگ نبشته در فاصله نغولها نصب گردیده كه در آنها شرح رقابتی از موقوفات مسجد كنده كاری شده است.
گنبد آجری
همانگونه كه اشاره شد در انتهای ایوان جنوبی دو ورودی تعبیه شده كه ایوان را به شبستان پشت آن متصل می كند. از ظواهر امر چنین استنباط می گردد كه این شبستان هشت ضلعی كه گنبدی آجری بر آن استوار گردیده جزئی از مجموعه احداثی دوره ایلخانان مغول است. حال آنكه حقیقت امر چنین نبوده، و با توجه به چگونگی موقعیت مكانی شبستان این موضوع كاملاً آشكار می گردد. زیرا شبستان بر محور ایوانهای جنوبی و شمالی صحن واقع گردیده و فقط ورودی سمت راست شبستان (از ایوان جنوبی) در امتداد محور شبستان قرار گرفته است. با رجوع به نقشه موضوع كاملاً روشن می گردد. گرچه در مجموعه ناصری نسخه خطی و سفرنامه نظام الملك از محراب كاشی و كتیبه های گچ بری این شبستان یاد شده ولی اكنون جز منبری شش پله كه با سنگ و سایر مصالح ساختمانی بنا شده و روی آن را پوششی از گچ فرا گرفته، اثری از تزئینات یاد شده در داخل شبستان به چشم نمی خورد زیرا محراب كاشی آن در اواخر دوره قاجاریه به سرقت رفته است.
آقای حاج محمدباقر مرتضوی امام جماعت مسجد از قول مرحوم صدرالعلما پدر همسر خود در مورد سرقت محراب كاشی واقع در محوطه گنبد دیلمی چنین اظهار می داشت:
در سفری اجلال الدوله شاهزاده قاجار هنگام عبور از نطنز از این مسجد بازدید نمود محراب كاشی مورد توجه او قرار گرفت و خیلی از آن تعریف كرد. پس از این بازدید به فاصله چند روز محراب مورد سرقت قرار گرفت. چون دزدان برای انجام سرقت منبر چوبی را كه در ایوان شمالی قرار داشته به محوطه گنبد دیلمی برده بودند، خادم مسجد كه آدم ساده ای بوده صبحگاه فقط متوجه جابجایی منبر شده و به خانه امام جماعت وقت رفته می گوید آقا دیشب منبر امام حسین (منبری كه در ایوانم شمالی بوده) به زیارت منبر حضرت علی (منظور منبر گچی داخل گنبد دیلمی) رفته است. امام جماعت می گوید موضوع به این سادگی نیست برویم از مسجد بازدید كنیم به هنگام ورود به محوطه گنبد متوجه می گردند كه محراب كاشی به سرقت رفته است.
پرفسور آندره گلدار باستان شناس شهیر فرانسوی در مورد این شبستان چنین اظهار نظر كرده است:
«از عجایب این بنا كه تا به حال نظیرش ذرات ندیده ام این است كه شبستان برروی محور صحن و ایوانهای شمالی و جنوبی واقع نگشته لكن فرضه كه به شبستان راه دارد به امتداد محور باز می گردد.
در قسمت وسط دیوار عقب ایوان جنوبی قطعه بنایی نمایان است كه برای اینكه از وجود آن قطعه دیوار ناجور و بدشكل نشود محراب دیگری در آن كنده اند.
در دو طرف این پیش آمدگی ناجور دو فرضه (درگاه ورودی) موجود است و محور شبستان با یكی از آن فرضه ها موافقت دارد.
از آنجا كه علاقه و احترام معماران ایرانی به محور ساختمانی چه در قدیم و چه در حال حاضر مسلم است و نمی توان گفت كه این انحراف محور از روی تفنن معماران پیدا شده پس باید گفت به جهتی از جهات كه فعلاً ما را از آن اطلاعی نیست شبستان را متمایل به جانب غرب كرده اند مثلاً برای رعایت استقامت كوچه یا به علت وجود بناهایی كه مانع كار بوده اند یا غیر اینها، به عبارت دیگر این طرز ساختمان را ما نتیجه اصلی و طرح عادی معماران ایرانی آن زمان نمی توانیم بدانیم بلكه باید گفت آن را در اثر شرورت و برای رفع اشكال به این صورت ساخته اند».
نظر گدار در مورد اینكه انحراف محور شبستان امری تفننی نبوده و در اثر ضرورت و برای رفع اشكال صورت گرفته بسیار جالب و ارزنده است. شاید كاوشهای بعدی كه منجر به كشف حقیقت گردید با توجه به این نظریه بوده است. در سالهای اخیر مسئولین امور باستان شناسی در صدد تعمیر شبستان برمی آیند به هنگام تخریب گچ كاریهای شكاف برداشته بدنه شبستان با كتیبه ای آجری به خط كوفی در قسمت پای طاق ضلع شرقی مواجه می گردند كه با وجود از بین رفتن بخش بزرگی از كتیبه باز جمله «تسع و ثمانین و تلاشمائه» 389 در آن تشخیص داده می شود. این كتیبه باارزش خود روشنگر مجهولاتی چند به شرح زیر می باشد:
1-این شبستان در اواخر قرن چهارم هجری بر همان محوری كه امروزه مشاهده می گردد، بنا شده است.
2-بخشهای مختلف مسجد در اوایل قرن هشتم یعنی تقریباً 315 سال بعد در این محل بنا نهاده می شود. منتهی در عمل نقشه كار را چنان پیاده می نماید كه شبستان قدیمی نیز جزو این مجموعه شده و با آن هماهنگی نسبی پیدا می كند منتهی با توجه به شرایط زمانی و مكانی محل، مسجد را بر محور جداگانه یا بنا می نمایند.
3-احتمال آن میرود كه شبستان مورد بحث خود بنایی مفصل و مورد احترام از قبیل آرامگاه و به احتمال بیشتر مسجد بوده كه به مرور زمان بخشی از آن ویران گردیده بوده است و بانیان مسجد بخش باقی مانده را به بنای مسجد متصل می نمایند.
4-در كتیبه كاشی سردر جنوبی مسجد به جمله «امر به عمارت المسجد فی المسجد» برخورد می كنیم كه این جمله نیز گویا آن است كه بخشهای گوناگون این مسجد در مسجد دیگری بنا نهاده شده است.
حال ببینیم عقیده سایر صاحب نظران در این باره چیست:
1-دونالدن ویلبر مولف كتاب معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانیان در مورد مجموعه مسجد جمعه نطنز چنین اظهار نظر نموده است:
مطالعه نقشه مسجد جامع نشان می دهد كه وجود صحن یا بنایی در شمال مقبره شیخ عبدالصمد در تعیین محل مسجد موثر بوده است. ایوان غربی مفتاح به شمار می رود این ایوان از سه ایوان دیگر كوچكتر است و اگر به اندازه سایرل ایوانها بود محو ر صحن در امتداد محور بنای هشت ضلعی قرار می گرفت و دیوار خارجی آن لااقل دو متر بیشتر به سمت مغرب پیش می آمد. ظاهر برای این اندازه طبیعی و عادی جا وجود نداشته است.
بنابراین ساختمان متعلق به اوایل قرن چهاردهم میلادی (برابر اوایل قرن هشتم هجری قمری) در محلی آغاز شد كه ظاهراً بنای هشت گوش و برج و ابنیه دیگر آنجا را اشغال كرده بود.
2-سازمان ملی حفاظت آثار باستانی – دفتر فنی استان اصفهان در گزارش خود تحت عنوان مسجد جامع نطنز – گنبد آجری چنین آورده است:چ
سال گذشته در باره گنبد آجری بزرگ (گنبد جنوبی) مسجد جامع نطنز به دو موضوع بسیار مهم كه در اثر بررسیهای به دست آمده بود اشاره شد.
الف-این كه گنبد در سال 389 هجری بنا شده است و قدیمی ترین گنبد تاریخ دار منطقه به شمار می آید.
ب-اینكه به احتمال زیاد گنبد دارای رواقی بوده است كه اطراف آن گردش داشته و ساختمان گنبد و رواق به صورت منفرد بنا گشته.
بررسیهای سال جاری بیشتر در ارتباط با تحقیق فرضیه وجود رواق دور گنبد و تركیب معماری آن بود. پدید آمدن این فرضیه ناشی از كشف آثاری از ساختمان پیوسته به بنای گنبد بود كه در ضلع شمالی پابرجاست تركیب ساختمان رواق علاوه بر ضلع شمالی در پهلوی شمال غربی مشخص شد.
فرضیه ما در باره ساختمان رواق و گنبد به شرح زیر است:
گنبد با رواقی در اطرافش به صورت منفرد در پایان قرن چهاردهم به وجود می آید.
رواق پشت دیوار قبلی (سمت قبله) به دلائلی ویران می گردد و در اثر مرور زمان معبر عام می شود.
با ویر

جعبه دانلود

برای خرید و دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل


معماری مساجد

با تقدیم احترام، شما به صفحه فایل معماری مساجد خوش آمدید.

قبل از اینکه به صفحه دانلود بروید پیشنهاد می کنیم توضیحات معماری مساجد را در زیر مشاهده نمایید.

مسجد یزد خواست، جامع بروجرد، مسجد سركوچه محمدیه نائین(كه نخستین، آتشكده‌ی پا بر جا و دومی آتشگاهی نیمه ویران و سومی گیری یا ایوان و چهارمی مهرابه بوده نمونه‌های خوبی برای این بهره‌گیری شایسته از ساختمانهای رها شده

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 107
حجم فایل 80 کیلو بایت

در میان اندامهای درون شهری هر شهر و روستا، نیایشگاه همیشه جای ویژه خود را داشته و دارد و از اندامهای دیگر نمایان تر و چشمگیرتر است و از اینروست كه همه جا در دل آبادی جای گرفته است.(1)

نیاشگاه چون بزرگترین ساختمان آبادی بوده در آغاز نیازی بدان نداشته كه نشانی ویژه داشته باشد و خود بخود نگاه هر گذرنده‌ای را بسوی خود میكشیده اما پس از گسترش آبادی نخست با افراشتن درگاهها و نهادن ماهرخ و توق بر بلندترین جای آن و سپس با ساختن میل و برج و مناره در كنار و نزدیك آن باشندگان آبادی و گذریان بیگانه را به نیایشگاه راهنمائی میكردند. مسجد بر دیگر نیایشگاهها همان برتری را داشته كه اسلام بر دیگر كیشها و چنان خوب بوده و هست كه آذینها را می‌آراید و نیازی بستایش ندارد و ما در اینجا تنها میگوئیم كه چگونه بوده و چگونه شده است(اگر بتوانیم). هنر اسلامی( بویژه معماری آن) بر پنچ پایه مردم واری، خودبسندگی، پرهیز از بیهودگی، بهره‌گیری از پیمون(مدول) و نیارش (اساتیك) و درون گرائی نهاده و بی آنكه خواسته باشیم خود سنائی كنیم هنرمندان مسلمان ایران بیش از دیگران بدانها پای بند بوده‌اند.

نخستین مسجدی كه بدست پیامبر بزرگوار ما با همكاری یاران گرامیش در مدینه ساخته شد همیشه برگیره و الگوی مسجدهای بیشمار و گوناگونی بوده است كه بدست هنرمندان تردست ما در سراسر ایران زمین(و هر جا كه فرهنگ اسلامی ایران فرمان میرانده) بنیاد شده است.

بهمین آفریده و واپسین فرستاده پروردگار (كه بر وی و خاندان پاكش درود باد) چون مدینه را با فروغ ایزدی خود روشن ساخت یاران خویش را فرمود تا برای بنیاد مسجدی در خور كه پذیرای گروندگان باشد دل نزدیكترین كوهپایه را بشكافند و سنگهای آنرا بشكنند و پستای ساختمان را فراهم آورند آنگاه با دست گرامی خود پاره‌های لاشه سنگ را (خشكه و بی آژند) بر هم می‌انبود تا دیوار شبستان با افراز اندكی بلندتر از بالای مرد بلند بالا برافراشته شد(چنانكه نیای نامدارش ابراهیم (ع) در ساختمان خانه خدا كرده بود كه بگفته میبدی اسمعیل ساخت (مصالح) بر دست پدر می‌نهاد و وی (ابراهیم) ساخت‌ها برهم می‌انبود. . . و چون پهناو درازای شبستان بیش از آن بود كه فرسبهای چوبین بتوانند آسمانه آنرا یكسره و دیوار بدیوار بپوشانند(2) ستون یا دیركی از تنه خرما بنی خشكیده در میان آن بر پای ساختند و فرسبها و تیرها و تیرچه‌ها را (كه گمان میرود آنها نیز از خرما بن یاشاید از پده یا غربه (سپیدار و كبودار)، كه نزدیكهای مدینه كم و بیش میروینده بوده است) بر آن نهادند و روی آنها را بجای فدره (دوخ و بوریای ویژه پوشش) با شوره نی و پیز و آنگاه با پوست چهار پایان پوشاندند و بدینگونه خانه خدا بسیار آشنا و همانند خانه بندگان خدا ساخته شد و همین آموزشی آسمانی و بسیار ارجمند برای هنرمندان مسلمان بود كه تا بتوانند از ساختمایه‌های بوم آورد و ایذری( چیزی كه در جای ساختمان بدست می‌آید) بهره‌گیری و بهرچه كه در دسترس دارند بسنده كنند و پیرامون نو آوری‌های بیهوده نگردند (و دیدم كه چنین هم كردند)

پروردگار جهان فرموده است والله جعل لكم من بیوتكم سكنا و جعل لكم من جلودالانعام بیوتا تستحفوتها یوم اقامتكم ومن اصوافها و اویارها و اشعارها اثائا و متا عا الی حین

(انخل80)

در كنار شبستان زیستگاه ساده و بی‌پیرایه‌ای برای یاران پاكباز و سالوكان تهیدست كه یكدم بر دوری پیامبر خدا شكیبا نبودند ساخته شد و پیشگاه سر گشاده شبستان نیز هموار و با باروئی كوتاه از كوچه و گذری كه پیرامون مسجد میگشت جدا گردید.

همین ساختمان مردم وار و بی پیرایه چند سالی پس از پایان كار (شاید كمتر از نیم سده) در سرزمینی بسیار دور از مدینه بر گیره معماری نو مسلمان شد كه در پهره یا فهرج (یكی از چهار شهر آنروز یزید) با بهره‌گیری از آنچه در دسترس داشت خدا خانه‌ای برای همشهریان خود بنیاد كرد كه خوشبختانه تا كنون از آسیب و ویرانی و دستكاری بر كنار مانده است.

این مسجد ساده اما با شكوه دارای شبستانی است با پنج كوچه (دهانه) و یك رده پیلیا(ستون و جزر ستبر) و چهار ایوانچه یا چفته و دو راهرو و كناری كه ایوانچه‌ها را بشبستان می‌پیوندد و سر پوشیده‌های آن گرد سرائی كوچك سر گشاده را گرفته و دو گرمخانه(شبستان زمستانی) كشیده كه هر دو براهروها پیوسته و دربندی كه در آیگاه مسجد است و در كنار آن (وجدا از ساختمان مسجد) سرای كوچكی استكه شاید برای پیشنماز یا نگهبان ساخته شده باشد(این سرا دستكاری شده و چهره نخستین خود را ندارد) پیرامون مسجد كوچه و گذر و ساباط و میدانچه است و ساختمان دیگری بآن چسبیده است.

دیوار مسجد مدینه از سنگ لاشه، آسمانه آن تیرپوش و تخت بوده اما در فهرج كه نه سنگی و نه چوبی در دسترس بوده ناگزیر دیوارهای مسجدش از چینه و خشت و خام و پوشش آن سغ(طاق پوش) میباشد و جز در لبه‌ی رخبام خشت پخته در آن بكار نرفته است. پوشش كوچه‌های شبستان طاق اهنگ(3) بیزتند(4) بیزكند(5) و ایوانچه‌ها(چفته‌ها) كنه پوش (نیم گنبد) است و كف شبستان بجای خشت پخته لوئینه است.

در معماری ایرانی هر گاه چند كوچه طاق پوش در كنار هم جای میگیرد دهانه كوچه میانی یا میان وار بیش از كوچه‌های دیگر است و از دهانه بر وارها یا كوچه‌های دیگر كم كم كاسته میشود و كوچه كناری كه طاق آن روی دیوار پرت (دیواری كه پشت آن آزاد است) می‌نشیند كمترین دهانه را دارد تا از رانش طاق كم كم كاسته شود و دیوار پرت را نیا‌ندازد نا گزیر نمای میانوار كه بر روی سرای سر گشاده باز میشود پردهانه‌تر و بلندتر میشود و ازمردم واری آن میكاهد. معمار هنرمند مسجد فهرج برای پیشگیری از این كاستی در كنار دو جرز میانوار پلیك‌های(6) نغزی افزوده تا در دهانه‌ها یكسان نماید(این نغز كاری یكصد سال پس از آن در تاریخانه دامغان رها شده). كار بهره گیری از ساختمایه‌های بوم آورد در این مسجد بدانجا كشیده است كه بجای كاه در كاهگل(كه شاید در فهرج كمیاب بوده) ژاژ(خاشتر- آدور) آسیا شده بكار برده‌اند و همین كار اندودها را از آسیب موریانه بركنار داشته است.

اینكه نخست از مسجد جامع فهرج یاد كردیم ازاینروست كه از آغاز برای مسجد ساخته شده و دستكاری و كست افزود چشمگیری در آن نشده كه چهره نخستین را دگرگون كند و گرنه در شهرها‌ی دیگر ایران كه مردمش پیش از فهرجیان بدین خدا گرویده‌اند ناگزیر از ساختمانهای پابرجا (یا نیمه ویرانی كه باز سازی شده) برای نماز و نیایش پروردگار یكتا بهره گرفته‌اند.

مسجد یزد خواست، جامع بروجرد، مسجد سركوچه محمدیه نائین(كه نخستین، آتشكده‌ی پا بر جا و دومی آتشگاهی نیمه ویران و سومی گیری یا ایوان و چهارمی مهرابه بوده نمونه‌های خوبی برای این بهره‌گیری شایسته از ساختمانهای رها شده، هستند(7)، هر چند مسجد شدن آنها دیرگاهی پس از ساختمان مسجد جامع فهرج انجام گردیده است)، با اینكه از آغاز سده سوم هجری و با گسترش شهرها و روستاها مسجدهای با شكوه و بزرگی در بیشتر شهرها(با تهرنگ شبستانی بو مسلمی) بنیاد گردید اما هرگز گنبدخانه و ایوان(یاپیشان) و سر پوشیده‌های كشیده(طنبی) كه با دگرگونی و كست افزود آتشكده‌ها و گیری‌ها و مهرایه‌ها پدید آمده بود كنار گذاشته نشد و یا پیوستن شبستانهای چهلستون كم كم هریك از آنها جای خود رادر مسجدهای ایرانی پیدا كرد و چون یكی از اندامهای مسجد پا بر جا ماند گنبدخانه و چهار طاقی با زمینه چهارم برهم اندازه و گوشه‌های راست تهرنگ شایسته و در خوری برای برگزاری نماز داشت كه تنها میبایست دهانه روبروی قبله آنرا به‌بندند.

فهرست مطالب

-مقدمه

-مسجد و مدرسه شهید مطهری ( سپهسالار)

-مسجد (شاه‌ سابق) امام خمینی تهران

-مسجد جامع (عتیق) تهران

-منابع و مأخذ

جعبه دانلود

برای خرید و دانلود فایل روی دکمه زیر کلیک کنید
دریافت فایل